تبليغاتX
تکلیف

تکلیف

أین عمار

دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمــده است
با علی لشکر شبرنگ به جنگ آمـده است


هان ببینید چه دندان به غضب می سـایند
کـه به پیکـار "علـی" شیـر عـرب مـی آینـد


فـاش پیـداست کـه از غیـظ برافـروختـه اند
و چه کیـن ها که در انبان دل اندوخته اند

ظـــاهـــرا  غصــهء میراث پـیـمـبـــر  دارنـــد
تــا علــی را مـگـر از مسنـد دیـن بـر دارنـد

پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند
منتظــر بهـر چـه هستیم؟ علـی تنهـا مـاند

پـای در معـرض حفـره اسـت، مراقب باشیم
کـوفــه آبستـن کفــر اسـت، مراقـب باشیـم

با ولـی باش مگـو راه ولایـت سخــت اسـت
آنکــه هـم پـای ولایـت نـرود بـدبخــت اسـت

این چه فتنه است که آفت زده ایمــان ها را
"ایـن عمــار" کـه روشـن بکنــد جــان هـا را

"ایـن عمــار" کــه تـبـیـیــن حقــایق بکند**
"ایـن عمــار" کــه از دسـت شمــا دق بکند؟

خصم در گوشه نشسته است که تزویر کند
نکـنــد بــاز تــو را فـتـنــه زمـیــن گـیــر کـنــد

نکـنــد بــا شـتـــر مـعــرکــه هـمـــراه شـوی
نکـنـــد مـثـل "بنی ساعده" گـمــراه شـوی

خـصــم خـصــم است ولو یار نمــاید خود را
در پــس دیــن تــو انـکــار نـمـــایـد خـــود را

دشمن این مرتبه قرآن سر نی خواهـد بـرد
آنکه مرداست به این مسأله پی خواهدبرد

نـیــزه نـیــزه اسـت ولـو بـر ســر او قـرآن هـا
کفر کفری است که بر خواستـه از ایمان ها

نیزه نیزه است ودراین غائله خون خواهد ریخت
کفر از این سجده بی مغز برون خواهد ریخت

شک نکن بعـد ولی روح ولا خواهد سوخت
کودکی در کبد کرب و بلا خواهد سوخـت...


(محمدعلی مهران فر)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 14:48  توسط سعید سلیمانی  | 

بررسی تطبیقی انقلاب رز در گرجستان و وقایع ایران

یکی از موضوعات مطرح بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در مورد تحولات سیاسی اجتماعی برخی از کشور ها است که در قالب انقلاب های "نرم" شکل گرفته است. برخی از این انقلاب ها به طور مشخص با مداخله آمریکا صورت گرفته است. انقلاب موسوم به "رز" در گرجستان علت اصلی سقوط دولت شواردنادزه در پی انتخابات سال 2003 بود. در این نوشتار به بررسی تطبیقی انقلاب گل "رز" در گرجستانو وقایع دوران انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران می پردازیم و دستورالعمل های یکسان و طراحی های مشابه را بیان می کنیم و در پایان هم علل شکست ناپذیری نظام مقتدر جمهوری اسلامی را عنوان خواهیم کرد.

اولین اقدام در گرجستان، مخالفت با تقلب انتخابات بود. در سوم ژوئن 2003 تظاهراتی توسط عمده مخالفان در مقابل پارلمان مرکزی انتخابات برگزار شد. در اوایل ماه جولای نیز جیمز بیکر وزیر خارجه اسبق ایالات متحده و دولت قدیمی شواردنادزه در تفلیس دیدار نمود و طرحی را برای برگزاری انتخابات آزاد ارائه کرد. بر اسا این طرح، کمیسیون مرکزی انتخابات از 15 عضو تشکیل می گردد که 5 عضو از طرفداران رئیس جمهور، 9 غضو از احزاب مخالف و یک رئسی که از سازمان همکاری و امنیت اروپا معرفی شد. لازم به ذکر است که قوانین گرجستان در زمینه انتخابات، قوانین ناقصی بود. اما همین خط در ایران با اندکی تفاوت و با ایجاد تردید در سلامت انتخابات آغاز گردید. اعتماد زدایی از افکار عمومی مردم از حدود 3 ماه قبل از انتخابات آغاز گردید. آقای هاشمی رفسنجانی جز اولین کسانی بود که بذر این تردید را در خطبه های نماز جمعه تهران در روزهای ابتدایی سال کاشت و در هنگام رای دادن هم گفت: "بسیار مهم است که این انتخابات به گونه ای برگزار شود که هیچ کس نتواند شبهه افکنی کند و همه بپذیرند که آنچه از صندوق بیرون می آید ،همان باشد که مردم رای دادند." عفت مرعشی همسر آقای هاشمی نیز پس از این که رای خود را صندوق انداخت ،خطاب به مردم و خبرنگاران گفت: "شما شاهد هستید که من در رای خود نام میر حسین موسوی را نوشتم و امیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیفتد من در پل صراط از آن ها نخواهم گذشت!"همین طور میر حسین موسوی در سفرهای زود هنگام انتخاباتی اش ،مسئله تقلب را مطرح نمود. در همین راستا کمیته ای به نام "صیانت از آراء" توسط هاشمی رفسنجانی شکل گرفت و بهزاد نبوی، عنصر نفوذی عضو مشارکت، توسط وی رئیس این کمیته شد. که البته پس از قطعی شدن شکست میر حسین که از نظر سنجی ها بر می آید، این کمیته دستور جنجال آفرینی رسانه ای دریافت کرد. تفاوت در نظر گرفته نشده توسط این اشخاص، قوانین متقن و کامل انتخاباتی در ایران بود که امکان هیچ گونه تقلبی را به مجرمان نمی دهد.

قدم بعدی در ماجرای گرجستان ،اعلام پیروزی زود هنگام و دعوت به تجمع توسط مخالفین بود. در این میان شعار ساکاشویلی بیش از دیگران حاکمیت را با تردید مواجه می ساخت. وی معتقد بود مادامی که حکومت پیروزی مخالفان را به رسمیت نشناسد باید به تجمعات و مخالفت ها ادامه داد. پس از مدتی هم درخواست "برگزاری دوباره انتخابات" مطرح شد. اما آنچه در ایران رخ داد تفاوت چندانی نداشت. فضا به گونه ای رقم خورد که میر حسین موسوی که خواسته یا ناخواسته مامور اجرای "کودتای مخملی" در ایران شده بود، پیشاپیش خود را پیروز انتخابات دانسته و در همان شب انتخابات 22/3/88 بیانیه ای صادر کرد که در آن آمده بود: "به اطلاع می رساند طبق گزارش ها و مستندات واصله علی رغم تخلفات و کار شکنی های متعدد و نارسایی های گسترده، مستندات حاصله حاکی از آن است که رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمتگزارشان بوده است! ...و از ملت شریف ایران می خواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند!" در واقع دعوت به جشن ،در صورتی که نتیجه انتخابات غیر از انتظارشان بود، دعوت به تجمع محسوب می شود. با این فراخوان و همچنین فراخوان های ماهواره ای ،جمعیتی در حدود 300 نفر در مقابل یکی از ستادهای موسوی در خیابان ولی عصر و نزدیک میدان فاطمیجمع شدند و قصد تجمع در مقابل وزارت کشور را داشتند: "سید امیر حسین مهدوی" عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین و عضو ستاد موسوی نیز در اعترافاتی که در جمع خبرنگاران داشته است اعلام می دارد:" سناریوی از پیش طراحی شده سازمان و ستادموسوی عدم پذیرش نتایج شمارش آراء، عدم تمکین به قانون، برگزاری تجمعات غیر قانونی، نظر سازی و القای عدو سلامت انتخابات بود که باعث روگردانی مردم از اصلاح طلبان شد." مجمع روحانیون مبارز نیز که آبروی سیاسی خود را با پیروزی میر حسین گره زده است، به میدان آمد و با صدور بیانیه ای خواهان ابطال انتخابات و تجدید آن شد. سید محمد خاتمی نیز چند روز بعد بحث رفراندوم! را مطرح کرد و خواهان برگزاری رفراندوم شد!!! برگزاری راهپیمایی بدون مجوز و غیرقانونی روزهای شنبه، یکشنبه و اوج آنها بعد از ظهر روز دوشنبه 25/3/88 در خیابان آزادی که در آن میر حسین نیز حضور داشته و به ایراد سخنرانی پرداخت، نمونه ای از اقدامات غیر قانونی این جریان بود. همچنین این تجمعات بستری را فراهم کرد تا فاز نهایی اقلاب های مخملی که فاز ترور و ایجاد وحشت و ارعاب است، به اجرا در بیاید. گروه منافقین و گروهک پژاک با سود استفاده از حضور مردم، در صفوف آنها نفوذ کردند و به مبارزه مسلحانه با نظام پرداختند و حتی سعی در تصرف یک پایگاه نظامی در حوالی میدان آزادی را داشتند که متأسفانه در درگیری های آن، تعدادی کشته شدند.

اما جنس بازیگران موثر در "انقلاب های مخملی" عمدتاً یکسان است. جامعه مدنی، جنبش دانشجویی، رسانه ها و نخبگان غافل و مفرض عمده بازیگران این صحنه هستند. در کشور گرجستان ،سازمانهای وابسته به موسسات آمریکایی ،توانستند بیش از سه هزار ناظر آموزش دیده را در سرتاسر گرجستان بسیج کنند. همچنین جنبش دانشجویی کامارا که در اعتراض به تعطیلی شبکه تلویزیونی "روستاووی 2" شکل گرفت، به ایجاد گروه های انقلابی کلاسیک پرداخت و شبکه نیروی انسانی خود رامنسجم نمود.در مورد نقش رسانه ها شبکه تلویزیونی "روستاووی 2" بود و با کمک های توسعه ای آمریکا و موسسه غیرانتفاعی اینتر نیوز آمریکا، به شبکه ای حرفه ای و مستقل تبدیل شد. این شبکه با برنامه های مختلف و متنوع، اوضاع سیاسی و اجتماعی در کشور را نقد می کرد و تنها کانالی بود که گزارش های بحث برانگیزی در مورد توسعه سیاسی و اجتماعی، قیمت گوشت و سیب زمینی و...پخش می کرد. نقش نخبگان معارض و مخالف هم، قابل توجه است. وضعیت نخبگان به عنوان منبع حرکت در انقلاب رنگی نشان دهنده ی این است که انقلاب از بالا، شکل گرفته است. نخبگان اصلی حکومت شواردنادزه که بعدها به رهبران انقلاب نوامبر مبدل شدند عبارت اند از: نینوبور جانادزه، زوراب ژوانیا و ساکاشویلی.

 تشابه بازیگران و نقوش در حوادث انتخابات ایران،از وجود نقشه ای واحد حکایت می کند. ابزار های جامعه مدنی در کشور با روی کار آمدن مدیران غرب گرا بعد از انتخابات 76، فراهم شد. شبکه سازی و تشکیل حلقه های نیروی انسانی و اتصال آنها به هم به خصوص در زمان انتخابات شورا ها در سال 86 به صورت جدی مطرح شد که با راه اندازی "سازمان رای" توسط حزب مشارکت و عضو گیری در حدود 300 هزار نفر در سراسر کشور (در تهران 190 هزار نفر) به صورت شبکه هرمی دنبال شد. راه اندازی و تقویت NGOهای مختلف و گروه گروه کردن جوانان در این غالب ،در کنار راه اندازی شبکه های اینترنتی برای عضو گیری، از جمله مکانیزم هایی بود که برای "اردو کشی های خیابانی" طراحی شده بود. همین طور با نفوذ و فریب جریانات دانشجویی دستور العمل های ویژه ای صادر می شد. حجاریان به فعالان دانشجویی به ویژه تحکیم وحدتی های طیف علامه و حامیان آنها پیشنهاد می دهد جلسات سخنرانی کاندیدای رقیب موسوی در سطح دانشگاه ها را با طرح سوالات چالشی و تحریک کننده به تشنج بکشند. به همین صورت، دعوت به کارهای رادیکالی و افراطی تا جایی که سعید حجاریان در جایی اعلام می کند: "اصلاحات جز با دادن خون به قدرت نمی رسد و ای کاش به اندازه طالبان خاطر خواه برای افتخار داشتیم." تلاش مضاعف باری آشوب و اغتشاش بعد از انتخابات در خوابگاه های دانشجویی هم در این برنامه دیده شد. در مورد رسانه ها، توسعه و راه اندازی رسانه های فارسی زبان از جمله شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی و ای پی و فعال سازی چند ساعته رادیو های صدای آمریکا، اسرائیل، آلمان ، رادیو زمانه، رادیو فردا (وابسته به سیا) و شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب که با تزریق بودجه 85 میلیون دلاری سنای آمریکا، مشهود بود. در همین راستا، راه اندازی کمیته ارتباطات رسانه ای و دفاتر آمزش های نافرمانی مدنی توسط دختر "دیک چنی" در امارات و برخی از کشور های غربی با هدف ارتباط گیری و آموزش مقاومت مدنی و نافرمانی شهری صورت گرفت.محمد قوچانی از چهره های مطبوعاتی جریانات تجدید نظر طلب، پس از دستگیری اعتراف کرده است که در دبی تحت آموزش های ویژه کمیته زسانه ای دشمنان نظام برای مخالفت به هنجارهای نظام اسلامی و تلاش برای راه اندازی انقلاب مخملین قرار گرفته است.از سوی دیگر تلویزیون سی ان ان گزارش داد که آمریکا 10 هزار ابزار جاسوسی برای افرادی در ایران در ارتباط با اغتشاشات اخیر فرستاده است. "میرزا بیگ" یک ژنرال سابق پاکستان هم اعلام کرد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا "سیا" مبلغ 400 میلیون دلار در ایران هزینه کرده تا پس از انتخابات در این کشور، آشوب به راه بیندازند. نقش نخبگان سقوط کرده و بی بصیرت هم در این وقایع قابل توجه است. عده ای به علم به نقشه ی دشمن برای براندازی، به مقابله با نظام اسلامی پرداختند. عده ای هم تحت تاثیر القائات نا درست و اخبار دروغ، تحلیل های غلطی ارائه دادند، عده ای دیگری هم با سکوت خود در مواقع حساس، نقش تاریخی خود را ایفا نمودند. در پایان باید گفت عواملی باعث می شود که نظام جمهوری اسلامی در مقابله با نقشه های شوم انقلاب های رنگین دارای مقاومت بسیار بالایی است که عبارتند از: 1- وجود رهبری با درایت که سخن او در مواقع حساس فصل الخطاب است و تمامی نقشه های دشمن را نقش بر آب می کند. 2- اعتماد مردم به نظام و عمق دلبستگی آنها به کشور. 3- حضور مردم در صحنه های حساس و تبعیت از ولایت فقیه. 4- استیلای روحیه ی استکبار ستیزی و بیگانه گریزی در غالب آحاد مردم جامعه. 5- وجود بسیج با سازماندهی منظم و بصیرت لازم درتصمیم گیری ها و ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:16  توسط سعید سلیمانی  | 

سازماندهی نفاق، پوسیدگی از درون

پدیده نفاق دارای پیچیدگی­هایی است که در تشخیص آن، عمدتاً دچار شک و تردید می­شوند و این امر موضع گیری ها را در قبال آن دشوار می­کند. اتخاذ مواضع خنثی و یا عدم موضع گیری، نتیجه ماندن در این شک و تردید است. از طرفی عامه جامعه در مواجهه با فضای منافقانه برای تحلیل درست، نیازمند روشنگری خواص و به آمدن نخبگان هستند. تشخیص حق و باطل، شناسایی حق و دفاع از آن از ابتدایی ترین وظایف قشر نخبه محسوب می­شود.

در قدم اول، شناسایی جریان نفاق و مهره های آن، ضروری به نظر می­رسد. حضرت امیر(ع) در خطبه 194 نهج البلاغه در توصیف سیمای منافقین چنین می­فرمایند:ای بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش می­کنم، شما را از منافقان می­ترسانم، زیرا آن­ها گمراه و گمراه کننده­اند، خطاکارند و به خطاکاری تشویق کنند، به رنگ­های گوناگون ظاهر می­شوند، از ترفندهای گوناگون استفاده می­کنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می­کنند، و در هر پناهگاهی به شکار شما می­نشینند. قلب­هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است، در پنهانی راه می­روند و از بیراهه­ها حرکت می­کنند. وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردی است بی­درمان. بر رفاه و آسایش مردم حسد می­ورزند و بر بلاء و گرفتاری مردم می­افزایند و امیدواران را ناامید می­کنند. آن­ها در هر راهی کِشته­ای، و در دلی راهی، و بر اندوهی اشک­ها می­ریزند، مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می­دهد، و انتظار پاداش می­کشند. اگر چیزی را بخواهند اصرار می­کنند و اگر ملامت شوند، پرده­دری می­کنند، و اگر داوری کنند، اسراف می­ورزند. آنها برابر هر حقی باطلی و برابر هر دلیلی شبهه­ای و برای هر زنده­ای قاتلی، و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده­اند. با اظهار یأس می­خواهند به مطامع  خویش برسند و بازار خود را گرم سازند، و کالاهای خود را بفروشند.سخن می­گویند، اما به اشتباه و تردید می­اندازند، وصف می­کنند اما فریب می­دهند، در آغاز راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می­کشانند.آن­ها یاوران شیطان و زبانه­های آتش جهنم می­باشند.»

اما چه فرآیندی اتفاق می­افتد و چه مقدماتی فراهم می­شود تا گروهی با صفات منافقانه تربیت شوند و به نوعی جریان نفاق ظهور پیدا می­کند. در واقع دشمن نظام اسلامی بایستی چه بستری را فراهم کند که در آن شاهد رشد نحله­های نفاق باشد. در همین راستا مراحلی را می­توان در نظر گرفت:

1-         رزمایش رسانه­ای و مطبوعاتی: جهت یارگیری خود، جریان نفاق نیازمند همسو کردن و همفکر کردن افراد مستعد است. تأثیر نرم افزاری در پیاده نظام نفاق جز از طریق درگیر نمودن اذهان با شبهات و مضامین مأیوس کننده امکان پذیر نیست. رسانه­های خارجی و بین المللی و مقلدین آن­ها در داخل ایفاکننده این نقش هستند. شبکه­های تلویزیونی،ماهواره­ای و خبری، مطبوعات و روزنامه­های زنجیره­ای، شبکه­ها و پست­های اینترنتی از جمله ابزار این حرکت هستند.

2-         تربیت نیروهای غرب باور و بیگانه پرست: کمرنگ کردن هویت دینی و ملی، ایجاد یأس و بدبینی در اذهان، بی­اهمیت جلوه دادن پیشرفت­های بومی و داخلی، ترویج فساد و بی­بند و باری و ... از جمله ترفندهای دستگاه استکبار برای جذب نیروهای مستعد است. نیروهای غرب باور از عناصر اصلی تشکیل دهنده­ی جریان نفاق هستند.

3-         مخالف نشان دادن بدنه نخبه جامعه به خصوص دانشگاه با سیاست­های کشور:   برای موجه جلوه دادن تزویرها و هم چنین همراه کردن افکار عمومی، جریان منافق سعی می­کند اقدامات خود را در چارچوب­های علمی نشان دهد و نخبگان علمی را نیز با خود همراه کند و طوری وانمود کند که محیط­های آکادمیک مانند دانشگاه و دانشجویان آن نسبت به سیاست­های جاری کشور انتقادات شدیدی دارند. در این راه از رسانه­های متعدد و مغرض هم استفاده زیادی می­کنند. در فتنه­های اخیر هم شاهد سرمایه­گذاری زیادی بر روی دانشگاه و حرکت­های دانشجویی بودیم و غالبا خوابگاه­های دانشجویی در تیررس فتنه­ها قرار دارد.

4-         سرمایه گذاری بر روی نیروهای سست عنصر و غیر ایدئولوژیک در بین نخبگان سیاسی کشور: سرمایه گذاری روی اشتباه نخبگان غافل، تلاش برای چینش انسان­های هدایت شده و خود فروخته در اطرا ف نخبگان سیاسی کشور، نفوذ در حلقه اطرافیان افراد تأثیر گذار، استفاده از نگاه ایدآلیستی و آرمانگرایانه قشر جوان به خصوص دانشجو برای دامن زدن به نارضایتی ها و ... همه گویای این مطلب است که دشمن چشم امید دوخته ایت تا بدون کم ترین هزینه­ها، سربازانی برای جنگ سیاسی در کشور تربیت کنند تا خواسته یا ناخواسته در جبهه او فعالیت داشته باشند.

در همه موارد فوق، رد پای دشمنی معاندین نظام اسلامی و ایادی شرق و غرب مشاهده می­شود که با رصد کامل تحولات داخلی ایران و مناسبات منطقه­ای و بین المللی، سعی در ضربه زدن به هویت حقیقی انقلاب اسلامی از طریق عده­ای از داخل دارند.

عمل و عکس العمل در فضای فتنه آلود نفاق، دارای ظرافت­های زیادی است که اصل در آن باید حفظ وحدت نظام اسلامی باشد. حضرت امیر(ع) در خطبه 169 نهج البلاغه و در افشای توطئه ناکثین چنین می­فرمایند:همانا ناکثین عهد شکن، جهت نا رضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوستند  و من تا آن­جا که برای وحدت اجتماعی شما احساس خطر نکنم، صبر خواهم کرد زیرا آنان اگر برای اجرای مقاصدشان فرصت پیدا کنند، نظام جامعه اسلامی متزلزل می­شود. آن­ها از روی حسادت بر کسی که خداوند حکومت را به او بخشیده است، به طلب دنیا بر خاسته­اند.»

اما حضرت در خطبه 151 رهنمودهایی را برای مقابله با فتنه­ها بیان می­کنند:پس سعی کنید که شما پرچم فتنه­ها و نشانه های بدعت ها نباشید و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار و پایه های طاعت برآن پایدار است بر خود لازم شمارید، و بر خدا، ستمدیده وارد شوید نه ستمگر، و از گرفتار شدن به دام­های شیطان و قرار گرفتن در وادی دشمنی­ها بپرهیزید و لقمه­های حرام به شکم خود راه ندهید. شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه اطاعت و بندگی را آسان فرمود.»

اما وظیفه لایه­های مختلف جامعه اسلامی چه خواص و چه عوام در برخورد و جلوگیری از شیوع این بیماری مزمن اجتماعی را می­توان در چند بند ذکر کرد:

1-     لاغر کردن جریان نفاق با خالی نمودن اطراف آن از افراد معاند و خائن با برخورد قانونی و قضایی و افراد جاهل با روشنگری و تنویر اذهان.

2-     منزوی نمودن رهبران منافقین

3-     بستر سازی برای مقابله با موج جدید بعد از خاموشی موج اول نفاق، با هوشیاری رسانه­ای و جلوگیری از بروز اشتباهات مورد سوء استفاده

4-     پخش اظهار نظر و موضع گیری دشمنان شناخته شده ملت ایران و ابراز خوشحالی آن­ها از موج اول نفاق

5-     نشان دادن قاطعیت نظام اسلامی در دفاع از موجودیت خود در مواجهه با فتنه­های براندازانه و به رخ کشیدن قدرت حفاظت مردمی نظام

6-     برخورد با عوامل خودسر که در واقع کامل کننده پازل دشمن بودند برای استحکام اعتماد عمومی

7-     کشاندن برخوردها به سمت سردسته­های فتنه و جدا کردن افراد گول خورده از افراد مغرض

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 10:39  توسط سعید سلیمانی  | 

اين انتخابات بعضي‌ها را مردود كرد...

تقسيم‌بندي جامعه به خواص و عوامل از جمله فنون جامعه‌شناسي است كه مهندسي رفتار اجتماعي جامعه را در چهار چوب تحليلي قرار مي‌دهد و همچنين ايده‌ها و آرمان‌هاي جمعي را درمسير تحقق يا عدم تحقق مي‌كشاند: در واقع وسيله‌اي است براي پياده‌سازي ايدئولوژي مجموعه‌هاي انساني. وظايف متقابل خواص و عدم در شرايط گوناگون نسبت به يكديگر شاكله حركت‌هاي اجتماعي محسوب مي‌شود، اما در جريان آرام اجتماعي و سير عادي تاريخ، معمولاً نقشي متفاوت براي خواص قابل تعريف نيست و آنجايي اين تقسيم‌بندي با معنا مي‌شود كه جامعه دچار ابتلا مي‌شود و تشخيص راه دشوار است و يا نيازي احساس شده كه لازمه آن يك حركت فعالانه و پيش دستانه است.

در اين شرايط و متناسب با درجه اهميت اتفاقات، دايره خواص در دل انبوه عوام تعريف مي‌شود و همگان در انتظار پيشتازي اين قشر خواهند بود.

در تاريخ حركت‌هاي اجتماعي مثال‌هاي متعددي ناظر به تاثيرات خواص جامعه وجود دارد.

چه تاثيرات به جا و مثبت و چه تاثيرات بيجـ‌ا و منفي. در تاريخ اسلام به عنوان بزرگ‌ترين حركت اخلاقي خلقت كه هدف آن به كمال رساندن جامعه است، هم نقش بسياري در مقاطع مختلف براي نخبگان جامعه تعريف شده است كه تشخيص اين نقش‌ها و عملكردها در آن مقطع زماني تاثيري به اندازه تغيير جهت اهداف جامعه بشريت داشته است.

حادثه كربلا كه بيانگر يكي از استراژي شيعيان در مواقع حساس تاريخ است، درس‌هاي بزرگ را براي جامعه بشريت به همراه دارد. به اعتقاد ما شيعيان، حضرت حسين ابن علي عليه‌السلام ازآن تاريخ نيست بلكه تاريخ از آن حسين ابن علي عليه‌السلام است. همه مقاطع تاريخي جامعه بشريت به نوع در سير و روند حادثه كربلا ديده مي‌شود. اما حادثه كربلا در چه بستري رخ داد؟

در آن زماني كه حضرت حسين عليه‌السلام و يارانشان در صحراي كربلا«نداي هل من ناصر ينصرني» سر مي‌دادند و ان زماني كه قرآن ناطق را در كربلا سر مي‌بريدند، حاجيان دور كعبه طواف مي‌كردند، قاريان در مسجد النبي قرائت قرآن مي‌كردند، آن زماني كه اصل و اساس فقاهت را مي‌خواستند كنار بگذارند، فقيهان در كوفه مجلس و مسند فقاهت داشتند، وعاظ مجالس وعظ به پاكرده بودند و ... پس معلوم مي‌شود فقاهت اصل شرافت نيست، سيادت هم اصل شرافت نيست، سن و سال هم ملاك نيست، زماني كه افراد كم سن و سالي هم چون زهير بن قين در كربلا نقش ايفا مي‌كردند، پيرمردها سيد در مدينه خفته بودند. زهير بن قين 25 سال زير سايه ظلمت و تاريكي بود و فقط سه روز با منبع نور آشنا شد در ركاب سيدالشهداء به درجات بالاي معنوي رسيد.پس سبقت و قدمت در مسائل مبارزاتي هم ملاك نيست. اين تاريخ بايد براي ما آموزنده باشد و با وجود اين تاريخ قدرت تشخيص حق از باطل آسانتر.

اما مقدمه فوق از آن جهت مبسوط عنوان شد كه انقلاب ما در شرايط حاضر در يكي از حساس ترين نقاط خود قرار گرفته است و شايد بتوان حوادث اخير را در طول 30 سال انقلاب اسلامي و استقرار نظام اسلامي، كم نظير داشت چرا كه عده اي به نام انقلاب و با تمسك به گفتمان امام، سعي در القاي تفکرات انحرافي به جامعه داشتند و حركتي را آغاز كردند تا ارزش‌هاي انقلاب از درون تغيير كند و اين مقدم تغيير ساختاري است كه دشمنان امام (ره) در انتظار آن هستند.

كساني كه سابقه مبارزاتي ايشان و مسئوليت هاي كليديشان در آرزوهاي آغازين انقلاب اسلامي براي همگان روشن بود، در اين زمان اخير، چنان دشمنان انقلاب را به طمع انداختند كه رئيس جمهور آمريكا، در كنفرانس خبري خود در ايتاليا با تجليل از مير حسين موسوي گفت: موسوي به منشا الهام بخش آن دسته از هم وطنان خود تبديل شده است كه خواهان گشايش به سوي غرب هستند.

انقلاب هاي مردمي به كرات شاهد حذف نيرو هاي انقلابي بوده است و همواره هم از اين ناحيه ضربه خورده اند. تغيير گفتمان انقلابيون روسيه در دهه چهارم انقلاب اين كشور مهمترين دليل فروپاشي نظام پويا در اين كشور بود.

تاكتيك هاي بنيادي حامي انقلاب رنگي، نيز سرمايه گذاري بر روي انقلابيون معتدل شده و غرب گراست.خانم شريل برنارد يكي از محققان دستگاه ديپلماسي آمريكا در اين باره طرحي دارد كه از بندهاي آن این است: «پشتيباني غرب از سنتي هاي اصلاح طلب يعني آن دسته از سنتي هايي كه با جامعه مدني جديد، همراهي بيشتري دارند» جميع شرايط بيان گر اين واقعيت است كه آمريكا و غرب در نگاهي طمع انگيز در صدد اشتباه خواص جامعه ايران و افزايش نفوذ در نخبگان است تا با ترفندهاي براندازانه خود جريان تزلزل و تشكيك را راه اندازي و حاكميت ايران را دچار فروپاشي از درون نمايد.

نمونه­ اين انگيزه ها را مي توان از عكس العمل رسانه هاي خارجي بعد از خطبه هاي آيت ا... هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه 26/4/88 مشاهده كرد. بحراني خواندن شرايط كشور، سلب اعتماد مردم از نظام، تخطئه عملكرد شوراي نگهبان، صداو سيما ودستگاه امنيتي كشور، مطالبه آزاد شدن زنداني هاي سياسي متهم به براندازي، عدم انتقاد از غائله آفرينان و قانون شكنان وقايع بعد از انتخابات، عدم تاكيد بر سلامت انتخابات، عدم موضع‌گيري شفاف در قبال معارضین و معاندين نظام و... گفته‌ها و ناگفته‌هايي بود كه خلاء آن در اين خطبه‌ها احساس مي‌شد.

اما آنچه بديهي است، فرصت نخبگان محدود است و شاخص عملكرد آنها در يك مدت كوتاه قابل ارزيابي است. اگر در اين مدت كوتاه، استفاده‌اي درست از جايگاه نشود مطمئناً اصلاح كار دشوار خواهد بود. فرصتي كه در نماز جمعه 26 تيرماه در برابر رئيس مجمع تشخيص مصلحت قرار داشت، شايد در اين برهه زماني غير قابل تكرار باشد.

فرمايش رهبر معظم انقلاب در ديدار با مردم در عيد مبعث درباره نقش خواص قابل تامل است.«نخبگان در جلسه امتحان‌اد، امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم، سقوط است.»

تاريخ انقلاب، بارها شاهد سقوط خواصي بوده است كه شايد نقش خود را در مواقع مقتضي ايفا نكرده‌اند.

گفته‌اند آنچه را كه نبايد گفت و نگفته‌اند آنچه را كه بايد گفت، بعد از نامه حضرت امام (ره) به آقاي منتظري و انتظارات ملت از ايشان، آن زماني كه بي‌پاسخ ماند، طولي نكشيد كه صحنه سياسي كشور، شاهد سقوط او بود. مردود شدن در آزمون الهي در حفظ نظام اسلامي، شايد بزرگترين مصيبت براي سياسيون كشور باشد چرا كه به گفته حضرت امام (ره)، «حفظ نظام اسلامي از اوجب واجبات است.»

تاريخ صدر اسلام، همان طور كه در مقدمه اشاره كرديم، آيينه عبرتي است براي همه مردم چه عوامل و چه خواص.

جاي فكر دارد فرمايشات رهبر معظم انقلاب آنجا كه در مراسم تنفيذ رياست جمهوري فرموردند: «انتخابات امسال ما انتخابات بسيار مهمي بود. اين انتخابات پيام داشتْ، هم پيام داشت، هم تجربه‌هايي در درون انتخابات وجود داشت و هم وسيله امتحان شد، ماها را به آزمايش كشيد، به ما محك زد... يك امتحان امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند، نمره قبولي گرفتند. حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمي بود كه آنها را سرافراز كرد. بسياري از آحاد مردم، از جريان‌هاي سياسي، طبق وظيفه‌شان عمل كردند. بعضي از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضي‌ها را مردود كرد...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 13:9  توسط سعید سلیمانی  |