تقسيمبندي جامعه به خواص و عوامل از جمله فنون جامعهشناسي است كه مهندسي رفتار اجتماعي جامعه را در چهار چوب تحليلي قرار ميدهد و همچنين ايدهها و آرمانهاي جمعي را درمسير تحقق يا عدم تحقق ميكشاند: در واقع وسيلهاي است براي پيادهسازي ايدئولوژي مجموعههاي انساني. وظايف متقابل خواص و عدم در شرايط گوناگون نسبت به يكديگر شاكله حركتهاي اجتماعي محسوب ميشود، اما در جريان آرام اجتماعي و سير عادي تاريخ، معمولاً نقشي متفاوت براي خواص قابل تعريف نيست و آنجايي اين تقسيمبندي با معنا ميشود كه جامعه دچار ابتلا ميشود و تشخيص راه دشوار است و يا نيازي احساس شده كه لازمه آن يك حركت فعالانه و پيش دستانه است.
در اين شرايط و متناسب با درجه اهميت اتفاقات، دايره خواص در دل انبوه عوام تعريف ميشود و همگان در انتظار پيشتازي اين قشر خواهند بود.
در تاريخ حركتهاي اجتماعي مثالهاي متعددي ناظر به تاثيرات خواص جامعه وجود دارد.
چه تاثيرات به جا و مثبت و چه تاثيرات بيجـا و منفي. در تاريخ اسلام به عنوان بزرگترين حركت اخلاقي خلقت كه هدف آن به كمال رساندن جامعه است، هم نقش بسياري در مقاطع مختلف براي نخبگان جامعه تعريف شده است كه تشخيص اين نقشها و عملكردها در آن مقطع زماني تاثيري به اندازه تغيير جهت اهداف جامعه بشريت داشته است.
حادثه كربلا كه بيانگر يكي از استراژي شيعيان در مواقع حساس تاريخ است، درسهاي بزرگ را براي جامعه بشريت به همراه دارد. به اعتقاد ما شيعيان، حضرت حسين ابن علي عليهالسلام ازآن تاريخ نيست بلكه تاريخ از آن حسين ابن علي عليهالسلام است. همه مقاطع تاريخي جامعه بشريت به نوع در سير و روند حادثه كربلا ديده ميشود. اما حادثه كربلا در چه بستري رخ داد؟
در آن زماني كه حضرت حسين عليهالسلام و يارانشان در صحراي كربلا«نداي هل من ناصر ينصرني» سر ميدادند و ان زماني كه قرآن ناطق را در كربلا سر ميبريدند، حاجيان دور كعبه طواف ميكردند، قاريان در مسجد النبي قرائت قرآن ميكردند، آن زماني كه اصل و اساس فقاهت را ميخواستند كنار بگذارند، فقيهان در كوفه مجلس و مسند فقاهت داشتند، وعاظ مجالس وعظ به پاكرده بودند و ... پس معلوم ميشود فقاهت اصل شرافت نيست، سيادت هم اصل شرافت نيست، سن و سال هم ملاك نيست، زماني كه افراد كم سن و سالي هم چون زهير بن قين در كربلا نقش ايفا ميكردند، پيرمردها سيد در مدينه خفته بودند. زهير بن قين 25 سال زير سايه ظلمت و تاريكي بود و فقط سه روز با منبع نور آشنا شد در ركاب سيدالشهداء به درجات بالاي معنوي رسيد.پس سبقت و قدمت در مسائل مبارزاتي هم ملاك نيست. اين تاريخ بايد براي ما آموزنده باشد و با وجود اين تاريخ قدرت تشخيص حق از باطل آسانتر.
اما مقدمه فوق از آن جهت مبسوط عنوان شد كه انقلاب ما در شرايط حاضر در يكي از حساس ترين نقاط خود قرار گرفته است و شايد بتوان حوادث اخير را در طول 30 سال انقلاب اسلامي و استقرار نظام اسلامي، كم نظير داشت چرا كه عده اي به نام انقلاب و با تمسك به گفتمان امام، سعي در القاي تفکرات انحرافي به جامعه داشتند و حركتي را آغاز كردند تا ارزشهاي انقلاب از درون تغيير كند و اين مقدم تغيير ساختاري است كه دشمنان امام (ره) در انتظار آن هستند.
كساني كه سابقه مبارزاتي ايشان و مسئوليت هاي كليديشان در آرزوهاي آغازين انقلاب اسلامي براي همگان روشن بود، در اين زمان اخير، چنان دشمنان انقلاب را به طمع انداختند كه رئيس جمهور آمريكا، در كنفرانس خبري خود در ايتاليا با تجليل از مير حسين موسوي گفت: موسوي به منشا الهام بخش آن دسته از هم وطنان خود تبديل شده است كه خواهان گشايش به سوي غرب هستند.
انقلاب هاي مردمي به كرات شاهد حذف نيرو هاي انقلابي بوده است و همواره هم از اين ناحيه ضربه خورده اند. تغيير گفتمان انقلابيون روسيه در دهه چهارم انقلاب اين كشور مهمترين دليل فروپاشي نظام پويا در اين كشور بود.
تاكتيك هاي بنيادي حامي انقلاب رنگي، نيز سرمايه گذاري بر روي انقلابيون معتدل شده و غرب گراست.خانم شريل برنارد يكي از محققان دستگاه ديپلماسي آمريكا در اين باره طرحي دارد كه از بندهاي آن این است: «پشتيباني غرب از سنتي هاي اصلاح طلب يعني آن دسته از سنتي هايي كه با جامعه مدني جديد، همراهي بيشتري دارند» جميع شرايط بيان گر اين واقعيت است كه آمريكا و غرب در نگاهي طمع انگيز در صدد اشتباه خواص جامعه ايران و افزايش نفوذ در نخبگان است تا با ترفندهاي براندازانه خود جريان تزلزل و تشكيك را راه اندازي و حاكميت ايران را دچار فروپاشي از درون نمايد.
نمونه اين انگيزه ها را مي توان از عكس العمل رسانه هاي خارجي بعد از خطبه هاي آيت ا... هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه 26/4/88 مشاهده كرد. بحراني خواندن شرايط كشور، سلب اعتماد مردم از نظام، تخطئه عملكرد شوراي نگهبان، صداو سيما ودستگاه امنيتي كشور، مطالبه آزاد شدن زنداني هاي سياسي متهم به براندازي، عدم انتقاد از غائله آفرينان و قانون شكنان وقايع بعد از انتخابات، عدم تاكيد بر سلامت انتخابات، عدم موضعگيري شفاف در قبال معارضین و معاندين نظام و... گفتهها و ناگفتههايي بود كه خلاء آن در اين خطبهها احساس ميشد.
اما آنچه بديهي است، فرصت نخبگان محدود است و شاخص عملكرد آنها در يك مدت كوتاه قابل ارزيابي است. اگر در اين مدت كوتاه، استفادهاي درست از جايگاه نشود مطمئناً اصلاح كار دشوار خواهد بود. فرصتي كه در نماز جمعه 26 تيرماه در برابر رئيس مجمع تشخيص مصلحت قرار داشت، شايد در اين برهه زماني غير قابل تكرار باشد.
فرمايش رهبر معظم انقلاب در ديدار با مردم در عيد مبعث درباره نقش خواص قابل تامل است.«نخبگان در جلسه امتحاناد، امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم، سقوط است.»
تاريخ انقلاب، بارها شاهد سقوط خواصي بوده است كه شايد نقش خود را در مواقع مقتضي ايفا نكردهاند.
گفتهاند آنچه را كه نبايد گفت و نگفتهاند آنچه را كه بايد گفت، بعد از نامه حضرت امام (ره) به آقاي منتظري و انتظارات ملت از ايشان، آن زماني كه بيپاسخ ماند، طولي نكشيد كه صحنه سياسي كشور، شاهد سقوط او بود. مردود شدن در آزمون الهي در حفظ نظام اسلامي، شايد بزرگترين مصيبت براي سياسيون كشور باشد چرا كه به گفته حضرت امام (ره)، «حفظ نظام اسلامي از اوجب واجبات است.»
تاريخ صدر اسلام، همان طور كه در مقدمه اشاره كرديم، آيينه عبرتي است براي همه مردم چه عوامل و چه خواص.
جاي فكر دارد فرمايشات رهبر معظم انقلاب آنجا كه در مراسم تنفيذ رياست جمهوري فرموردند: «انتخابات امسال ما انتخابات بسيار مهمي بود. اين انتخابات پيام داشتْ، هم پيام داشت، هم تجربههايي در درون انتخابات وجود داشت و هم وسيله امتحان شد، ماها را به آزمايش كشيد، به ما محك زد... يك امتحان امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند، نمره قبولي گرفتند. حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمي بود كه آنها را سرافراز كرد. بسياري از آحاد مردم، از جريانهاي سياسي، طبق وظيفهشان عمل كردند. بعضي از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضيها را مردود كرد...»